![]() هيچکس لياقت اشکهای تو را ندارد ... وکسی که چنين ارزشی دارد ... باعث اشک ريختن تو.... نمي شود...!؟
پست الکترونیک نویسندگان
(12) علی
آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
بهارين خانوم مونای منتظر ســـــکـه کليپ موبايل و عکس پارميس وپريا راز دل ir7 ۱۰۰۰۰عکس قبل انقلاب صفحات
خبرنامه
نظرسنجی
تالار گفتمان
آمار وبلاگ
بازديد هاي ديروز : 1 بازديد هاي این ماه : 44 كل مطالب : 12 كل بازديد ها : 6434 ايجاد صفحه : 16.5625 ثانیه طراح قالب
powered by IRANBLOG.COM |
غروب انتظار
ضمن عرض تبریک به مناسبت برد قهرمانانه پرسپولیس سلام
بابای
سلام دوستان زین پس به این وبلاگ من مراجعه نکنید چون خود به ود میره یه وبلاگ دیگم الان هم مجبور شدم آپ کنم
وصيت من
عشق مرا در روز بارانی دفن کنید تا اتش قلبم خاموش گردد در طابو تی بگذارید از چوب تا بدانند عشق من مانند چوب خاکستر شد دستهایم را بر روی سینه ام قرار بدهید تا بدانند همیشه دوست داشتم کسی رادر اغوش بگیرم چشمهایم را باز بگذارید تا بدانند همیشه چشم انتظار بودم صورتم را روبه غروب افتاب بگذارید تا بدانند عشق من غروب کرده و زندگی تمام شده مرا در افتاب بگذارید تا بدانند عشق من شعله ور شد
جادوی سکوت
من سکوت خویش را گم کرده املاجرم در این هیاهو گم شدممن که خود افسانه می پرداختمعاقبت افسانه مردم شدمای سکوت ای مادر فریادهاساز جانم از تو پر آوازه بودتا در آغوش تو راهی داشتمچون شراب کهنه شعرم تازه بوددر پناهت برگ و بار من شکفتتو مرا بردی به شهر یادهامن ندیدم خوشتر از جادوی توای سکوت ای مادر فریادهاگم شدم در این هیاهوگم شدمتو کجایی تا بگیری داد منگر سکوت خویش را می داشتمزندگی پر بود از فریاد من
ماجرای کشف آتش
آیا می دانید که ...!؟
واینگونه بود که ...!؟
|
لطفا صبر کنید